درباره‌ی الی یا درباره‌ی سپیده؟!

تردید و دو دلی مهمترین دست‌مایه در شیوه‌ی روایتِ‌ پست مدرن است. بر خلافِ شیوه‌ی رایج در کارهای کلاسیک که با پایان‌های سیاه یا سفید، پرونده‌ی داستان را به طور کامل در ذهنِ مخاطب می‌بندند، ایجادِ‌ تردید و پایان‌های خاکستری همواره ذهنِ‌ مخاطب را آزار می‌دهند و پرونده‌ی اثر را در ذهنِ‌ مخاطب همواره باز نگه می‌دارند. این کار باعث می‌شود تا اثر هنری و نتیجه‌ی آن برای همیشه در ذهنِ مخاطب حک شود. فیلمِ درباره‌‌ی الی از این دست کارهاست.

داستانِ اصلی فیلم، حولِ یک چیز دست و پا می­‌زند و آن شکل‌گیریِ یک رابطه‌ی نامشروعْ بینِ یک زنِ عقد کرده و متأهل، با مردیست که از زن آلمان طبارش طلاق گرفته،‌ بی اینکه این مرد بداند که زن متأهل است. مسئله‌ی فیلم این نیست که چرا الی و احمد با هم رابطه‌ای نامناسب و بی‌مبالات دارند. بلکه مسئله رواجِ این است که زنانی که متأهلند  می­توانند با اصرار کسی مثلِ سپیده، به همسر، اعتقادات و عرفیاتِ جامعه پشت کرده و در همان وضعِ تأهل به فردِ دیگری هم فکر کرده و با او تعامل داشته باشند.

بازیِ مظلومانه­ی نامزدِ حقیقیِ الی باعث شود مخاطب این کار را غیرِ عادلانه تلقی کرده، الی و سپیده را مقصرِ بداند، خصوصاً این احساس در صحنه­ی نماز خواندنِ نامزدِ الی به شدت تحریک می‌شود که آیا الی می‌خواسته که نامزدی خود را با یک فردِ مذهبی و نمازخوان به هم بزند و با احمد که در آلمان زندگی می‌کند و از همسرش طلاق گرفته زندگی کند؟ اما سوالِ کلیدی اینجاست که اگر نامزدِ حقیقیِ‌ الی این خصوصیات را نمی‌داشت و نمازخوان، مظلوم و خوش‌تیپ نبود، قضاوتِ مخاطب درباره‌ی رفتارِ الی چه می‌شد؟

اما در این بین رفتارِ‌ دوگانه‌ی الی منشأِ اصلیِ این شک و تردید است. تردیدِ‌ او برای آمدن به سفر، اکراهِ او برای برگشتن به سرِ سفره­ی شام هنگامی که برای آوردنِ‌ نمکدان به آشپزخانه می‌رود، صحبت‌های سپیده درباره‌ی اصرار او برای آمدنِ الی به سفر از یک سو نشانی از اکراه الی‌ست به این رابطه. اما صحبتِ‌ او و احمد در ماشین هنگامی که از علتِ جداییش از او سوال می‌کرد، بازیِ والیبالِ او با مردان و از همه بدتر لحاف و تشکِ نامزدی که اینگونه القا می‌کرد که این دو،‌ یعنی الی و احمد، شب را با هم به صبح رسانده‌اند، همه‌ و همه نشانی بود از رغبتِ الی به این رابطه.

نکته‌ای که نباید از نظر دور بماند این است که،‌ کلِ‌ این ماجرا، در بطن یک فضای بورژوا اتفاق می‌افتد. البته نه از جنبه‌ی مالی-اقتصادی، بلکه به لحاظِ عقیده‌ای و رفتاری. و در این جمع تنها سپیده است که تن به سختی می‌دهد و به عنوانِ یک خط‌شکن برای کلِ گروه تعیین می‌کند. اوست که به دیگران می‌گوید چه کار کنند، کجا بروند، حتی اوست که به الی می‌گوید که رابطه‌اش را با نامزدش فراموش کند و با احمد ازدواج کند. اما در این فضای بورژوا، سایرِ افرادِ گروه اینگونه نیستند، نه اینکه خداترسی و ته‌مانده‌ی اعتقادی آنها را محتاط کرده باشد، نه، ترسِ آنها از قوانین و محدودیت‌های جامعه است و اینکه مردم چه خواهند گفت... ، به همین دلیل برای آنها راحت‌تر است تا از سپیده پیروی ‌کنند و سپیده است که تکلیفش روشن است و اوست که دیگران را به دنبالِ خودش می‌کشد. برای مخاطب هم ممکن است این سوال پیش آید که بالاخره این فیلم درباره‌ی الی‌ست یا درباره‌ی سپیده!؟

در نهایت هم فیلم خاکستری تمام می‌شود و مخاطبِ خود را در تردید رها می‌کند. اما تردید و فضای خاکستریِ می‌تواند کارکردِ مثبت یا منفی داشته باشد. همانطور که می‌دانیم خروج از قله‌ی باطل-در این فیلمْ خیانت به نامزد و همسر- به سمتِ‌ دره‌ی شک و تردید  امری مثبت است و کمتر فیلمی را می‌بینیم که این رسالتِ هنری را انجام دهد. اما نقطه‌ی عکس آن چیزی است که در این فیلم به طورِ خاص و در سینما و هنر به طور عامْ بسیار اتفاق می‌افتد، یعنی پایین کشیدنِ مخاطب از اوجِ قله‌ی حق-در این فیلمْ وفای به نامزد و همسر- به دره‌ی تردید پَستِ پست مدرن.


/ 14 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمد

سلام. درسته.[لبخند][گل]

فروردینی

فیلم خوبی بود.دوست دارم نقدهاش رو بخونم.ولی مخاطبان خاصی رو به خودش جلب کرد.حضور همه بازیگران در صحنه .که همهشون یا دیالوگ داشتن یا ری اکشن.بعد به نظر من سپیده به الی اصرار نکرده بود که نامزدی رو به هم بزنن.سپیده به الی پیشنهاد آشنایی با احمد رو داده بود اما اون خودش گفته بود که نامزد داره اما میخواد به هم بزنه.

قاصدک آبی

موفق باشی و آبی

شادی

سلام مرسی از پیغامی که گذاشتی .وبلاگ جالب جالب با مطالب خواندنی داری مزاحم می شم.[گل]

محب ولایت

سلام علیکم چرا فیلم هایی که اخیرا ساخته و حتی اکران می شوند خواسته یا ناخواسته پا را از خطوط قرمز جامعه و واضح تر بگویم "دین" فراتر می گذارند؟ موفق باشید

منشور اطلاعات

$$$_______________________________$$$$$ __$$$$$$$*_____________________,,$$$$$$$$* ___$$$$$$$$$$,,_______________,,$$$$$$$$$$* ____$$$$$$$$$$$$___ ._____.___$$$$$$$$$$$$ ____$$$$$$$$$$$$$,_'.____.'_,,$$$$$$$$$$$$$ ____$$$$$$$$$$$$$$,, '.__,'_$$$$$$$$$$$$$$$ ____$$$$$$$$$$$$$$$$.@:.$$$$$$$$$$$$$$$$ ______***$$$$$$$$$$$@@$$$$$$$$$$$**** __________,,,__*$$$$$$@.$$$$$$,,,,,, _____,,$$$$$$$$$$$$$* @ *$$$$$$$$$$$$,,, ____*$$$$$$$$$$$$$*_@@_*$$$$$$$$$$$$$ ___,,*$$$$$$$$$$$$$__.@.__*$$$$$$$$$$$$$,, _,,*___*$$$$$$$$$$$___*___*$$$$$$$$$$*__ *',, *____,,*$$$$$$$$$$_________$$$$$$$$$$*,,____* ______,;$*$,$$**'____________**'$$***,, ____,;'*___'_.*__________________*___ '*,, ,,,,.;*____________---____________ _ ____ '**,,,, وبلاگ خوبي داريد انشالله بهتر هم مي شود به منم سر بزنين و نظر دهيد ممنون از شما موفق باشيد.

آبی

با اجازه از بنده خدا نقدتون كپي شد تو كلوب دانشگاه فردوسي http://www.cloob.com/club/post/show/clubname/ferdowsistudents/topicid/1495297/postno/91#post_5373200 البته با لينك به منبع

خدا

خیلی جالب بود تفصیرتون از فیلم من یک طور کاملا متفاوت این فیلم را تفصیر و برداشت کردم و چند برداشت کاملا متفاوت دیگه هم از چند نفر دیگه شنیدم اگه آدم با آدمهای با دیدگاههای متفاوت صحبت کنی بدون قضاوت و با احترام گذاشتن به نظر و سلیقه شون دید بازتری آدم پیدا می کنه و می فهمه کجاها را اشتباه می کنه حق یارت

رابرت

حالا کجاشو دیدی؟ عید سال 90 یعنی 2 سال دگ قراره ی فیلم دگ اکران بشه (از همین کارگردان) با همین فضا ها