در پایان مشخص شد

اتفاقات انتخابات اخیر واقعاً بی مانند بود. اولاً، که از یک تعویض رئیس جمهور داشت به یک تعویض نظام تبدیل می شد، که نشد. حال اینکه بعضی افراد اصلی این رویداد خودشان هم از نقششان بی خبر بودند. بعضی از این دوستان که ما قبلاً برایشان احترام زیادی قائل بودیم، یک شبِ آبرو و اعتباری را که در این سالها برای خودشان جمع کرده بودند، از بین بردند. درست به مانند نقاشی که در آخرین قسمت نقاشی اش دستش بلغزد و روی تمام نقشش خطی بیفتد. فکرش را که می کنم تنم می لرزد و در فکر فرو می روم. البته این را هم بگویم سرانجام بعضی از این عدّه را از قبل ترها هم می شد پیش بینی کرد، بعضی هم که اصلاً سوابقشان برای همه گویا و مشخص بود که در نهایت خبر دستگیری شان رسید. امّا برای این بنده خدا حرفهای بعد از انتخابات این نامزدها بود. شیخ اصلاحات که هنوز شکستش را باور نکرده در دیدار با خانواده‌ی دستگیر شده گان، اعلام شگفتی کرده که "نمی داند کی به احمدی نژاد رای داده؟!". نمی دانم چه باید در جواب این مرد باید گفت، او که معاون اوّلش هم به خودش رای نداده واقعاً چه انتظاری از مردم دارد؟ یا اینکه گفته که لورستان، فرقه‌ی دراویش گناباد و روشن فکران(از نظر خودش!) به او رای داده اند. چرا تا به حال از خودش نپرسیده که مگه این ها که میگوید بیشتر از 1میلیون نفر هستند؟ ما که هرچه کردیم نتوانستیم بیش تر از این را برای این شهر، فرقه و گروه تخمین بزنیم ولی باز هم بخاطر شیخ اصلاحات هم که شده یک میلیون به این عدد اضافه می کنیم، 2ملیون نفر. با این رای فقط جاگاهش از پنجم به سوم، صعود پیدا می کند.

از آن طرف، آقای موسوی که قبلاً رئیس جمهور را به دروغ گویی متهم می کرد، رئیس ستاد خودش(محسن مخملباف، سازنده‌ی فیلم سکسی فریاد مورچگان) در شب انتخابات گفته که "از ستاد انتخابات به میر حسین موسوی اطلاع داده اند که او رئیس جمهور منتخب است" حالا معلوم نیست وقتی هنوز در صندوق ها باز نشده چگونه به آقای موسوی تبریک گفته شده. آیا این دروغی بزرگ نیست که رئیس ستاد آقای موسوی در کنفرانس خبری می گوید؟

 

/ 0 نظر / 12 بازدید