هیچکس شاد نیست!

اینکه یکدفعه یک جا بنشینی و خودت را مجبور کنی به نوشتن درست نیست...

مثل الان من... همین الان بوی آبگوشت همسایه از پنجره به داخل نفوذ کرد...

خوب،حالا فهمیدم چه بنویسم(خنده). شوخی کردم دفعه ی قبلی که این وبلاگ را آبدیت کردم، یک بنده خدای دیگر، بد جوری حالم را گرفت. فکر کنم تقصیر اوست یا...

 از یکی از دوستام، یا یه بنده خدای دیگر شنیدم که می گفت دوستش(یعنی بازم یه بنده خدای دیگری) افسردست! پرسیدم: چرا؟ گفت: چون کاندیدای محبوبش رای نیاورده...

فرداش یکی دیگه از دوستام، یا یه بنده خدای دیگه( copy/paste نکردما!) میگفت: دوست اونم افسردست! پرسیدم: چرا؟ گفت: چون کاندیدای محبوبش رای اورده! با تعجب پرسیدم اون دیگه چرا؟ گفت: چون بهش گفتن تو انتخابات تقلب شده، چون کلی آدم شهید شدن، زخمی شدن و کلی از وسایل عمومی نابود. تازه این را هم گفته که کلی از مردمی هم که به یکی دیگه رای دادن که اونا هم دوستای ما (یه بنده خداهای دیگه) هستن، اونا هم افسرده اند. فکر کنم من هم برای همین حال ندارم بنویسم...

الان البته بجای بوی آبگوشت همسایه بغلی بوی چوب و دود ماشین می یاد...

/ 5 نظر / 8 بازدید
مهدی

چه روزگار پر تکراری است! تکرارش هم دائماً یک طرفه است. آن هم مظلومیت حق. به جز یک بار در زمان سلیمان نبی. در مُلک سلیمان حق حاکم بود و از موضع قدرت. یک بار دیگرش در مُلک مهدی سلام الله علیه است که بنا داریم به یاری خدا با دستان خویش مستقرش کنیم. اما باقی تاریخ یک طرفه بود. به یاد دارید چگونه برادر و امام عقیله بنی هاشم جان و جسم و آبروی خود را فدای حق کرد؟ آیا از جان و جسم و آبروی بانوی صبر خوانده اید در زمان خاموش شدن بانگ الله اکبر، عصر عاشورا و کوفه و شام؟ می دانم که از آبرو خوب می دانید. از داستان آبرو در مجلس زیاد و یزید حتماً می دانید. ای دخت علی آن روز امام شما جان و جسم و آبروی خود را در کف دست گرفته بود و امروز امام ما که شاگرد این مکتب و از سلاله شماست. یزیدیان آن روز جان و جسم و آبروی امام شما را با شمشیر و آتش و اسارت مخدوش کردند و امروز گویا توهمی دیگر بر سر زده اند. یزیدیان امروز همان یزیدیان دستگاه معاویه در شهر شام هستند. ما خوانده ایم که آن یزیدیان چگونه پدر شما را خارج از دین می خواندند. رسانه معاویه کاری کرده بود که شامیان نماز خواندن را هم از پدر شما نمی پذیرفتند. و امروز همان رسانه معر

مهدی

و امروز همان رسانه معرکه دیگری یافته است. آن روز برخی اقوام، برخی عموزادگان و دایی زادگان شما فریب رسانه یزیدیان را خوردند و امروز برخی از خانواده ما برای خاموش کردن امام ما مقابل رسانه های یزیدیان ذلت وار زانو می زنند و جاهلانه شکایت خود را بر بیگانه می برند. ما می دانیم که چند روز دیگر شما عازم هستید. بارها را بسته اید. کودکان را مهیا ساخته اید و به نام میهمانی رفتن آنها را همراه نموده اید. این را هم می دانیم که کسی چون شما عارف و عاشق برادر و امامتان نیست. ای دخت زهرا هنوز پرچم بارگاه برادر شما سرخ است. بنا بر این بوده که کسی بیاید و پاسخ این سرخی را بدهد. امروز ما امامی داریم که در سایه راهبریهایش در حال آماده سازی مقدمات هستیم. شاید کسی بیش از شما منتظر نباشد. شما برای امام ما دعا کنید. دعا کنید تا ما توان یاریش را داشته باشیم. ما را پیر مُلک مهدی سلام الله علیه کنید. ما را حبیب بن مظاهر و مسلم بن عوسجه عصر ظهور نمایید. ما را حبیب بن مظاهر و مسلم بن عوسجه پرور عصر ظهور نمایید. ما را پیر مُلک مهدی سلام الله علیه کنید ولی نه آن پیری که با عبا و قبای مکتب شما گستاخانه بر امام خود بتازد و نه آن پیری که هم

مهدی

ما را پیر مُلک مهدی سلام الله علیه کنید ولی نه آن پیری که با عبا و قبای مکتب شما گستاخانه بر امام خود بتازد و نه آن پیری که هم صحبتی آشنا را به هر قیمتی بر بیگانه بفروشد. ما منتظریم با قدرت هم منتظریم.

مهدی

سلام تا در عالم شرک و کفر هست مبارزه هست و تا مبارزه هست "ما هستیم"

رابرت

الان بوی چی میاد بعد 2سال؟؟[خنده][نیشخند]